دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس

تعبیر فال حافظ دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس که چنان ز او شده​ام بی سر و سامان که مپرس
کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست زحمتی می​کشم از مردم نادان که مپرس
زاهد از ما به سلامت بگذر کاین می لعل دل و دین می​برد از دست بدان سان که مپرس
گفت​وگوهاست در این راه که جان بگدازد هر کسی عربده​ای این که مبین آن که مپرس
پارسایی و سلامت هوسم بود ولی شیوه​ای می​کند آن نرگس فتان که مپرس
گفتم از گوی فلک صورت حالی پرسم گفت آن می​کشم اندر خم چوگان که مپرس
گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس

 

اشعار حافظ با صدای دلنشین موسوی گرمارودی

 

تعبیر فال حافظ:

همه تو را اذیت می کنند چه دوست و چه آشنا و هیچ نفعی به تو نمی رسانند. دوست به تو جفا می کند و آشنا دشمنی. چاره ای نیست تحمل کن و امیدوار باش سوختن و ساختن جزئی از وجودت است.

تفسیر فال حافظ 2:

از دوستی گله مندی و از روزگار شکایت داری. به آنچه می خواستی و آرزو داشتی نرسیده ای اما بهتر است از غرور و تکبر دست برداری و واقعیات زندگی را بپذیری تا رنج بیهوده نبری.

اختصاصی آکاایران

گردآوری توسط بخش غزلیات حافظ سایت آکا
پربازدیدها
تبلیغات