فک و فامیله داریم

آکاایران: فک و فامیله داریم ؟! (8)

آکاایران:

     یکی از فامیلامون (دختر ) یک سال مالزی بود ، بعد دو سال رفت کانادا ، تنهام زندگی میکنه . واسه تعطیلات برگشته ایران . خواست بره کیش با دوستش ، باباش اجازه نداد ! گفت نمیذارم تنها بری مسافرت !
فک و فامیله داریم ؟

••••••••••••••••••••••••

    برادر زاده ۵ سالم به مامانم گفته انقدر دوست دارم تنها زندگی کنم !
مامانم یه هفته س اینجوریه :O
فک و فامیله داریم ؟

••••••••••••••••••••••••

    پری شب به بابام گفتم خواب دیدم زلزله اومده ! ظهرش زاهدان زلزله اومد به بابام گفتم دیدی بهم الهام شده بود ؟
میگه خب بعضی از جانوران این ویژگی هارو دارن !!
    فک و فامیله داریم؟

••••••••••••••••••••••••

    به داداشم گفتم لپتاپمو بده . دو متر کلن از هم فاصله داشتیم . دیدیم نه میتونه پرت کنه نه میتونه سُر بده . آخرش گذاشتش روی یه پتو گفت بکِش از اون ور !
فک و فامیله داریم ؟

••••••••••••••••••••••••

    یه دختر خاله دارم اسمش ” طلا ” ست ، توی ” نقره ” فروشی کار میکنه ، تازگیا رفته برنزه کرده !
فک و فامیله داریم ؟

••••••••••••••••••••••••

    رفتیم سر قبر مامان بزرگم، مامانم و خالم دارن سر قبر خالی بقل دست قبر مامان بزرگم دعوا میکنن آخر سر داییم که 20 سال ازشون بزرگ تره میگه: بابا هر کی زود تر مرد خودم میذارمش این تو..! فک و فامیله داریم؟

••••••••••••••••••••••••

    مامانم مدیر ساختمون شده از دیشب با بابام سر سنگینه ! میگم چی شده ؟ میگه شارژو دیر به دیر میده !
… مامان جو زده ست داریم؟!

••••••••••••••••••••••••

    پسرخالم (7سالشه) داشت خیلی شلوغ میکرد
شوهرخالم : آدم باش حیوون !
پسر خالم : من آدم بشم تو تنها میمونی !
پسرخاله بی ادبه ما داریم !؟

••••••••••••••••••••••••

    نشستیم با فک و فامیل اسم فامیل بازی میکنیم
داییم میوه از ‘ی’ نوشته یه کیلو خیار..!!
هیچ جوریم زیر بار نمیره که قبول نیست!

••••••••••••••••••••••••

   یادش بخیر قدیمـا رو عیدی فک و فامیل حســـــاب باز میکردیم امسال خیلـــی بهمون لطف کنن ماچمون میکنن…!

••••••••••••••••••••••••

  پسر عموم امروز اولین روز مدرسش بوده
شماره خانوم معلمشو گرفته!
شبم واسش جوک مسیج کرده
ما تا 15سالگی فک میکردیم خانوم معلم خالمونه

••••••••••••••••••••••••

    آقا برامون خاسگار اومده بود این مامانمون جلو مادر پسره هعععی داش تریف مارو میکرد که آره من دخترم دکتره از هر انگشتش یه هنر میباره و همش سرش تو درس بوده و اهل هیچی نیست و … منم خرمرگ شده بودم سرخیده بودم سرم پایین بود یهو نه گذاشت نه برداشت گفت:
ولی حاج خانوم! من از دروغ بدم میاد آشپزیش افتضاااااححححه!
منو میگی؟ زنه که رفت بش میگم : مامان این چی بود گفتی؟
برگشته میگه : حقوق پسره کم بود گفتم بذا بنده خداها امید نبندن ما که تورو نمیدیم!
من:

گردآوری توسط بخش طنز،مطالب طنز سایت آکا
تبلیغات