زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد

ضرب المثل «زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد» به ما یادآوری می کند که انسان باید همواره کنترل زبان خود را داشته باشد تا به واسطه ی سخنانی که می گوید به دردسر نیفتد.

مثلا برخی اوقات حرف های ما باعث می شود افرادی با ما دشمن شوند و قصد ضربه زدن به ما را داشته باشند در نتیجه مصیبت و مشکلی که ایجاد شده است از طرف زبان سرخی بوده که بی موقع و بیهوده سخن گفته است.

گاهی خواسته و ناخواسته شروع به صحبت می کنیم و آن چنان نیشدار و توهین آمیز سخن می گوییم که عاقبتی جز دشمن تراشی ندارد این دشمنی ها تا جایی می تواند ادامه یاد که حتی در مواقعی منجر به خطرات جانی نیز شود.

پس احتیاط در سخن گفتن، انتخاب کلمات صحیح و به موقع و به جا حرف زدن باعث می شود سر سبز ما بی دردسر بماند و گرفتار مشکل نشود.

زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد

در زمان های دور دراز، دزدی نیمه شب به مغازه حریربافی مردی رفت تا کمی پارچه‌ی ابریشمی بدزدد و بفروشد اما ابریشم باف با گذشت ساعتی از شب هنوز در کارگاه بود و بسیار با مهارت ابریشمی زیبا را به تنهایی می‌بافت و از همه اشکال زیبا و هنری در طرح خود به کار میبرد.

دزد با دیدن ابریشم زیبا وسوسه شد تا منتظر بماند تا کار ابریشم باف به انتها برسد و سپس در موقعیتی مناسب ابریشم را بدزدد، او با صد حیله ونیرنگ به داخل کار گاه رفت وبر استاد پخته کار نگاه میکرد،در همین حین سخنان عجیب مرد ابریشم باف را شنید که با خود تکرار می کرد:ای زبان از تو پناه می خواهم و یاری می طلبم که دست از سر من برداری و سر من را در تن نگهداری!

مرد صنعتگر صبح بعد از اتمام کارش پارچه ابریشمی را در دستمالی بسیار زیبا وآراسته پیچید و بیرون رفت، دزد هم به تعقیب او پرداخت،مرد ابریشم باف با ابریشم پیچیده در دستمال وارد سرای وزیر شد تا این خلعت زیبارا به عنوان تحفه تقدیم حضورش نماید.

وزیر به بارگاه آمد، مرد صنعتکار دستمال را گشود و ابریشم بافته شده زیبا که مورد تحسین همگان قرار گرفت را تقدیم حضور وزیر نمود. وزیر که با دیدن حسن صنعت وهنروی مرد به حیرت افتاده بود و از هدیه زیبای او خوشحال بود، پرسید:

ای مرد این پارچه با نقوش زیبا وبدیع به چه کار غیر از لباس دوختن آید؟

مرد ابریشم باف گفت:فرمان دهید این جامه را در زمان مرگ شما بالای صندوق ویا تابوت شما گذارند، تا همه وقتی تابوت شما را می‌بینند، مبهوت پارچه‌ی روی تابوت شوند.

عصبانی شد و با فریاد به نگهبانان قصر گفت:این مرد نادان را ببرید و سرش را از بدنش جدا کنید. پارچه‌ی حریرش را هم آتش بزنید.

دزد که از ابتدا تا کنون شاهد ماجرا بود، از فرمان وزیر خنده اش گرفت، وزیر وقتی اورا دید نزد خود خواست و علت خنده را ازوی پرسید.دزد گفت اگر مرا به گناه نا کرده عقوبت نکنی وبه مجرد عزم قبل از عمل مآخذه ام نکنی صورت حال آن مرد را بگویم.

وزیر به او اجازه‌ی صحبت کردن را داد، دزد تمام ماجرا و زمزمه های مرد ابریشم باف را باز گو کرد.

وزیر با شنین ماجرا مرد صنعتگر را عفو نمود و توصیه نمود تا بعد ازین قفل بر زبان نهد وگفت:اگر به زبان خود اعتماد نداری، خاموشی برگزین والا زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد.

زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد

کاربرد ضرب المثل

زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد برای افرادی به کار می رود که هیچ وقت مراقب حرف زدنشان نمی باشند، نسنجیده هر کلمه ای را بر زبان می آورند، راز کسی را فاش می سازند، دروغ می گویند، تهمت می زنند یا باعث ایجاد اختلاف بین دو نفر می شوند و یا حتی سخنی می گویند که موجب بدگمانی دیگران به خودش می شوند و به همین دلیل دچار مشکلات و دردسر می شوند.

گردآوری توسط بخش ضرب المثل- معنی ضرب المثل سایت آکا
پربازدیدها
تبلیغات