آکاایران:  گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری در روزگاری دور آهنگری در بلخ می زیست که مثل همه ی آهنگران داستان های ایرانی تنش می خارید و هی بینی در کار حاکم وقت می کرد !! حاکم محلی ،  که از دست او به تنگ آمده بود نامه ای به مرکز می نویسد […]

زدند گردن مسگری

آکاایران: داستان ضرب المثل گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری

 گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری

در روزگاری دور آهنگری در بلخ می زیست که مثل همه ی آهنگران داستان های ایرانی تنش می خارید و هی بینی در کار حاکم وقت می کرد !!
 حاکم محلی ،  که از دست او به تنگ آمده بود نامه ای به مرکز می نویسد و شرح حال می گوید و درخواست حکم حکومتی برای کشیدن گوشش می خواهد و طبق معمول داستان را یک کلاغ چهل کلاغ می کند !!!

پادشاه که نه وقت بررسی داشت و نه حال بررسی ، نخوانده و ندانسته یک خط فرمان می نویسد مبنی بر اینکه به محض دریافت حکم گردن آهنگر را بزنید تا درس عبرتی برای همه باشد و بدانند جریمه ی تمرد و سرکشی چیست !! حکم صادره را به پای کبوتری بسته روانه می کنند ، کبوتر نامه بر بجای اینکه به بلخ پرواز بکند بطرف شوشتر حرکت می کند!!!

خلاصه اینکه حاکم شوشتر نامه را می خواند و اطرافش را خوب نگاه می کند و می بیند در شهرشان آهنگری نیست و از طرفی حکم حاکم است و کبوتر نامه بر هم که وظیفه شناس است و کار درست … !!! نتیجه می گیرد شاید در مرکز به مس ، آهن می گویند و برای همین تنها مسگر شهر را احضار و حکم حاکم را در مورد او اجرا می کنند !!!

مطالب مرتبط :

داستان ضرب المثل وقتی همه کدخدا باشند ده ویران می شود

داستان ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند

داستان ضرب المثل اگر می دانستی درویش چقدر بی نانی و بی پارزی کشیده

داستان ضرب المثل آستین نو بخور پلو!

ضرب المثل های ایرانی که با حرف ن شروع می شوند

.

منبع :

گردآوری توسط بخش ضرب المثل- معنی ضرب المثل سایت آکا
پربازدیدها
تبلیغات