آکاایران: شیرین ترین و پرکاربردترین ضرب المثل های فارسی و ایرانی (ز)
شیرین ترین و پرکاربردترین ضرب المثل های فارسی و ایرانی (حرف ز) به همراه معنی ضرب المثل، داستان و طرز استفاده، و کاربرد آن در زندگی روزمره

  • زاغ سیاه کسی را چوب زدن

      تعقیب کردن و زیر نظر داشتن کسی. تعقیبش و تجسّس و احوال کسی را کردن.

ضرب المثل های فارسی

آکاایران: شیرین ترین و پرکاربردترین ضرب المثل های فارسی و ایرانی (ز)


  • زبان به دهان گرفتن

      ساکت شدن و حرف نزدن.


  • زبانت را گاز بگیر

      امر به حرف نزدن به کسی که حرف نامربوطی مثل توهین مقدسات یا نفوس بد بر زبان جاری کرده باشد.


  • زبان خر را خلج می داند

      هر کس زبان مثل خود را بهتر می فهمد و با آن آشنا تر و راحت تر است.


  • زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می کشد

      اشاره به تأثیر خوش زبانی و بکار بردن الفاظ نیکو پسندیده.


  • زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

      احتیاط در سخن گفتن و پرهیز از گفتن حرف های نیشدار و خطرناک که ممکن است به قیمت جان تمام شود.


  • زبانم مو درآورد

      اشاره به تکرار بیش از حد حرفی یا توضیحی و یا در خواستی.


  • ز تعارف کم کن و بر مبلغ افزا

      به کسی می گویند که با تعارفات بیهوده مرتب حاشیه می رود و اصل مطلب را بیان نمی کند.


  • زخم شمشیر خوب می شود، زخم زبان خوب نمی شود

      واقعیتی غیر قابل انکار اینکه چه بسا جراحات هولناک که معالجه شده اما اثر و زخمی که از یک سخن سوزاننده و تأثیرگذار بر جای می ماند همیشه در دل و ذهن باقی و ماندگار خواهد بود و قابل ترمیم و اصلاح نیست.


  • زدی ضربتی، ضربتی نوش کن

      پس از انجام هر کار یا حرف زشت و ناشایستی باید منتظر تلافی و مقابله به مثل بود.


  • ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است

      از آنجا که عشق با بی قراری و اضطراب و ناشکیبایی همراه است، با صبر و حوصله فرسنگ ها فاصله دارد.


  • زمستان تمام شد، روسیاهی به ذغال ماند

      در مواقعی می گویند که کسی بدی کرده و یا امیدی را ناامید کرده باشد، یعنی: بالاخره هر چه بود گذشت و یا هر طور بود مسئله حل و کار انجام شد امّا سرافکندگی و خجالت برای آن شخص باقی خواهد ماند.


  • زن بلاست، انشالله هیچ خانه ای بی بلا نباشد

      عقیده مردها نسبت به زن و اینکه هر خانه ای با وجود زن صفا و روشنایی و رونق دارد.


  • زن راضی مرد راضی گور پدر قاضی

      هنگام که کسی در کار دو نفر دخالت و یا قضاوت کند، اما خود طرفبن با هم کنار آمده باشند و از زندگی یا معامله با یکدیگر راضی باشند.


  • زن کبابه، خواهر زن نان زیر کباب

      اشاره به دل چسب تر بودن خواهر زن در برادر زن.


  • زنگوله ی پای تابوت

      کودک یا کودکانی را می گویند که در زمان پیری والدین متولد شده باشند.


  • زن و شوهر دعوا کنند، ابلهان باور کنند

      دوعوای زن و شوهر موقتی و زودگذر است و نباید در اینگونه درگیری ها مداخله نمود.

ضرب المثل های فارسی

  • زنی که جهاز نداره این همه ناز نداره، مردی که نون نداره این همه زبون نداره

      گفتگوی زن و شوهر برای خفیف کردن یکدیگر در مشاجره.


  • زهر ریختن

      آسیب رساندن و صدمه زدن به کسی.


  • زیر آب کسی را زدن

      از کسی بد گفتن و نزد دیگری بی اعتبار ساختن، وسیله بیکاری یا اخراج کسی شدن.


  • زیر بلیط در آوردن

      تحت اختیار گرفتن.


  • زیر پای کسی را خالی کردن

      نظیر: زیرا آب زدن، یغنی با توطئه و سخن چینی موجب اخراج و بیکاری یا بی اعتباری کسی شدن.


  • زیر پای کسی نشستن

      با حرف های بی اساس و مغرضانه نظر کسی را عوض کردن و فریب دادن.


  • زیر سیبیلی در کردن

      نادیده گرفتن و خود را به ناآگاهی زدن.


  • زیر سرش بلند شده

      کنایه از کسی که هوایی شده و با کسی سر و سرّی دارد، دل به کسی و جای دیگری بسته.


  • زیر شالش قرصه

      جایگاه مالی محکم و استواری دارد، پولدارها و ثروتمند است.


  • زیرش زدن

      کار یا قول و یا حرف خود را انکار کردن.

ضرب المثل های فارسی


  • زیره به کرمان بردن

      پیشکش بی ارزش، متاعی را برای فروش یا استفاده به مرکز و محل تولید آن بردن.


  • زینب ستم کِش

      کسی که خیلی مصیبت و بلا و سختی کشیده باشد (اشاره به ستم ها و مصیبت های وارد شده بر حضرت زینب).



گردآوری: مجله اینترنتی ستاره




سایر ضرب المثل های ایرانی و فارسی به ترتیب حروف الفبا:

الف ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ
 ر ز س ش ص ض ط ظ ع غ ف
 ق ک گ ل م ن و ه ی  



منبع :

گردآوری توسط بخش ضرب المثل- معنی ضرب المثل سایت آکا
پربازدیدها
تبلیغات