آکاایران: معماهای زیادی وجود دارد که در ابتدا بسیار ساده به‌نظر می‌رسند ولی درواقع حل کردن آن‌ها بسیار مشکل است. اما گاهی اوقات برعکس است. یعنی درحالی‌که سعی می‌کنیم درباره‌ی معمایی منطقی و دقیق فکر کنیم، از یک‌سری جزئیات واضح که می‌توان به‌کمک آن‌ها به‌راحتی معما را حل کرد غافل می‌مانیم. آکاایران معمایی را که حل کردن آن‌ها راهی عالی برای تقویت ذهن است برایتان فراهم کرده‌است. فقط به یاد داشته باشید که در این معماها تشخیص جزئیات بسیار سخت است و همه‌چیز خیلی راحت باعث گیج شدن شما می‌شود. جواب معماها در انتهای مطلب آمده است.
 
معماهای سرگرم کننده و باحال همراه با جواب
 
معمای شماره 1
 
دو مادر و دو دختر رفتن برای غذا خوردن ، هر کس یک همبرگر خورد. با این حال فقط سه همبرگر خورده شد. چه طور ممکنه ؟
 
معمای شماره 2
 
مادر آنا ۳ فرزند دارد که اسم ۲ تای آن ها فیث و ناتاشا است.
 
اسم بچه ی سوم را می توانید حدس بزنید؟
معمای شماره 3

مردی نزد شما آمد و می خواست 8 عدد جواهرات را به شما بدهد.

این جواهرات 7 مورد واقعی هستند و یک قطعه جعلی است، تشخیص دشوار است، زیرا جواهر تقلبی شبیه جواهرات دیگر هستند. اما کمی سنگین تر است. شما  یه ترازو دارید و فقط می توانید از آن دو بار استفاده کنید. آیا شما می توانید جواهر تقلبی را کشف کنید؟

معمای شماره 4
 
قبل از فتح اورست، بلندترین قله ی کره زمین چه بود؟
معمای شماره 5

شناگری یک روز به خود افتخار می کرد که چه مدت می تواند نفس خود را زیر آب نگه دارد.

رکورد او 6 دقیقه بود.

بچه ای که گوش داد گفت:

"این هیچ چیز نیست، من می توانم به مدت 10 دقیقه زیر آب با استفاده از هیچ نوع تجهیزاتی بمانم.

شناگر به بچه گفت: اگر او بتواند این کار را انجام دهد،به او 10،000 دلار می دهد بچه این کار را کرد و پول را به دست آورد.

آیا می توانید دریابید که چگونه؟

 
معمای شماره 6
 
دو مرد تلاش داشتند با یک قایق که امکان حمل فقط یک نفر را داشت از رودخانه ای عبور کنند. با این حال، هر دو با موفقیت از رودخانه عبور کردند.
 
چطور چنین چیزی ممکن است؟
 
معمای شماره 7
 
مرا برای خوردن می خرند اما هیچ وقت مرا نمی خورند.
 
من چه هستم؟
 
معمای شماره 8
 
یک زندانی می خواست از زندانی که در یک جزیره قرار گرفته بود فرار کند اما شنا بلد نبود. با این حال، یک روز توانست بدون استفاده از هیچ وسیله ای از آنجا فرار کند.
 
چطور چنین چیزی ممکن است؟
 
معمای شماره 9
 
شب است و مردی در یک اتاق تاریک نشسته که نه چراغی در آن وجود دارد و نه نور ماه آن را روشن می کند. اما در آنجا مشغول کتاب خواندن است.
 
چطور چنین چیزی ممکن است؟
 
معمای شماره 10
 
لورا پشت کیتی ایستاده و کیتی هم پشت لورا.
 
چطور چنین چیزی ممکن است؟
 
معمای شماره 11
 
وقتی ۴ سالم بود، برادرم نصف من سن داشت. حالا من ۱۸ سال دارم.
 
برادرم چند ساله است؟
 
.
 
.
 
.
 
.
 
.
 
.
 
.
 
.
 
.
 
.
جواب معمای شماره 1

در مجموع 3 نفر وجود دارد.

مادربزرگ، مادر و دختر.

از این رو 2 مادر و 2 دختر.

جواب معمای شماره 2
 
بچه ی سوم همان آنا است.
جواب معمای شماره 3

ابتدا سه الماس را در برابر سه الماس دیگر وزن کنید. اگر وزنها برابر باشند، دو باقی مانده را با یکدیگر مقایسه کنید. سنگین تر تقلبی است.

اگر یکی از گروه های سه الماس سنگین تر باشد، دو تا از این الماس ها را در برابر یکدیگر وزن کنید.

اگر یکی سنگین تر باشد، این تقلبی است. اگر وزن آنها برابر باشند، سومین الماس جعلی است.

جواب معمای شماره 4
 
اورست.
 
جواب معمای شماره 5
پسر 10 دقیقه یک بطری آب روی سرش نگه داشته و پول دریافت کرد.
 
جواب معمای شماره 6
 
این دو مرد در دو سمت مخالف رودخانه بودند.
 
جواب معمای شماره 7
 
بشقاب.
 
جواب معمای شماره 8
 
او در زمستان از زندان فرار کرد که آب رودخانه یخ زده بود.
 
جواب معمای شماره 9
 
کتابی که مرد می خواند به خط بریل است.
 
جواب معمای شماره 10
 
لورا و کیتی پشت شان را به هم کرده اند.
 
جواب معمای شماره 11
 
۱۶ ساله.
گردآوری توسط بخش تست هوش ،سوال هوش،چیستان،معما سایت آکا
تبلیغات